تله 2 Drobeta: کتاب راه اندازی - مصاحبه
05/02/11
مسافر زمان در راه
15/12/10
10/12/10
31/05/10
03/03/10
در SEVERIN D'، به های SEVERIN رادیو و تلویزیون.
پدر و مادر بر روی زمین در ذهن
و برای شنیدن گریه جهان، خواب چشم
من بود، که من بود، یا این که ما عاقل،
امروز ما از دست پدر و مادر سالمندی است.
چه پدر و مادر؟ برخی از افراد اتاق را نداشته باشند
برای بسیاری از کودکان و خیلی بد شانس
برخی از صلیب، هنوز زنده است، نفس کشیدن سخت تر،
آنها پدر و مادر که همیشه شکایت.
چه پدر و مادر؟ بعضی از مردم، وقتی که آنها،
که می دانند چه چیزی دردناک 100 گردنبند گل.
جوان یا نه، به عنوان اعمال خود،
مهم نیست که در همه آنها تنگ سفید
کودک به شرکت سلطنت گام،
چقدر فوق العاده کار، و چانه، به عنوان بی خوابی!
حتی در حال حاضر، وقتی من می نویسم، اگر من به عنوان فریاد،
من آنها را می دانم و احساس آنها رنج می برد، جایی.
ما به یاد داشته باشید، و آنها پس از هفته های طولانی
تواند از سن ما هستند، با پدر و مادر مسن
اگر چوب شده اند اگر استخوان او صدمه دیده است،
اگر آنها در خانه خود درگذشت غم انگیز ...
در میان آنها، پرورش سگ و فرزندان،
و سایه ای از نان preazilnicei سرب.
پدر و مادر بر روی زمین در اندیشه
ممکن است بشنود و چشم از جهان نه خواب گریه.
از آنجا که همه هستند که سخت ترین است که
کودک از پدر و مادر، بلکه پدر و مادر از پسران است.
چشم گریه اشک بسیاری از گله و شکایت
اما سیل، طوفان و هنوز کافی نیست.
ما پدر و مادر؟ نوجوانان کودکان؟
زمین از صلیب، تنها به انسان نمی شود،
تحقیر نیازها و سر تعظیم
در یک شهر فقیر در یک دایره روستا
در انتظار و در حال حاضر، نشانه هایی از نیاکان
و یا نامه به این امر می تواند خوش شانس
و مانند ارواح، شخم دروازه
صحبت کردن در مورد ما به عنوان پدران مرده خود را.
والدینی که هنوز از دست داده است،
چه کسی پدر و مادر هنوز به تصویب رسید.
ما را ساخته اند، ما بزرگ شده اند، به ارمغان آورد تا در اینجا،
که در آن ما فرزندان ما و خودمان.
ممکن است آزار دهنده به نظر می رسد زمانی که شما که او هنوز هم به دعا،
و به طور کلی نیز کمی پر دردسر است.
آه می بینم، در واقع نمی شنوند، و حتی گام های خیلی کوچک هستند
بله من بیش از حد نیاز برای گفتن و توضیح
قوز، خم، در سرعت جهنمی،
من تعجب می کنم شما می دانید یک رئیس بیمارستان.
این است که نه ترحم شما را با شتاب همه چیز
به خصوص که آنها نمی توانند؟
بار که که احساس می کنند و می دانند که خیلی
و نگاه شما به عنوان اگر شما میخواهید بپرسید ...
در حال حاضر، ما به طور خلاصه دوش
بار در وجدان از غروب خورشید
و پس از آن ما خواهد بود در بهشت،
بالاخره کاهش خواهد یافت و کسانی که از ما بخواهید.
و ما شروع به ما احساس می کنیم
این بار برای کودکان ما
و تنها غم و دور بعد
هنگامی که ما می دانیم که اخبار ناامید که امروز نمی دانم،
ما درک می کنیم که چرا کودکان به زودی فراموش کرده ام،
و من هیچ حالی که اشک در چشم جهان،
و به همین دلیل است که در سیل هنوز،
اگر چه از آن باران، هر چند تا کنون برف،
اگرچه در جهان است که در آن پدر و مادر آمده اند
در همیشه متزلزل و دائما گریه.